close
تبلیغات در اینترنت
مرد و شیطان

تارنگار عقاب جادویی
قالب وبلاگ
اطلاعات
آمار کاربران
افراد آنلاین : 2
اعضای آنلاین : 0
تعداد اعضا : 40
--------------------------------------------

--------------------------------------------
آمار مطالب
کل مطالب : 203
کل نظرات : 355
--------------------------------------------
آمار بازدید
بازدید امروز : 97 نفر
باردید دیروز : 72 نفر
بازدید هفته : 226 نفر
بازدید ماه : 1,813 نفر
بازدید سال : 4,767 نفر
بازدید کلی : 229,729 نفر
عضویت در خبرنامه

نظر سنجی
وبلاگم رو چطور می بینید؟






کدام یک از اسم های زیر رو برای تارنمای آیندم انتخاب می کنید؟!





لینک های مفید
جستجو
آخرین ارسال های تالار گفتمان
عنوان پاسخ بازديد توسط
برترین دیالوگ های گرگ و میش 2 2102 radman77

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا به کمک نیازمندی برود . لباس پوشید و به راه افتاد. در راه مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت ، لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی شد. در راه در همان نقطه دوبارهً زمین خورد و دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت ، بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی شد.

در راه با مردی که چراغی در دست داشت برخورد کرد. مرد گفت : من دیدم شما در راه دو بار به زمین خوردید، از این رو چراغی آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بسیار تشکر کرد و هر دو به راهشان ادامه دادند.به نزدیکی محل که رسیدند ، هوا کمی روشن شده بود و تصمیم به جدایی می گیرند که مرد دوم ناگهان باز می گردد و می گوید : (من شیطان هستم.) مرد اول با شنیدن این حرف جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: من شما را در راه کمک به آن نیازمند دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و بازگشتید، خداوند همه گناهان شما را بخشید و من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، و با علاقه بیشتری بازگشتید و به خاطر آن، خداوند همه گناهان افراد خانواده ات را نیز بخشید.راستش را بخواهید ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم ، خداوند گناهان تمامی افراد دهکده تان را نیز ببخشد. بنا براین، تصمیم گرفتم خود سالم به مقصد برسانمتان





دسته بندی : متفرقه جالب

بازدید : 207

برچسب ها : مرد و شیطان , داستان های زیبا , چراغ , داستان های قشنگ , عقاب جادویی ,
دوشنبه 10 مهر 1391 | 19:44 | نویسنده : ParSa
مطالب مربوط
Say Some thing!
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی



نام ارسال کننده: Ezio Auditore

شیطون از این کارا هم میکنه؟ نمیدونستم چه جالب. یه بار بیاد پیش من تا دخلشو بیارم با هیدن بلید!شکلک
1391/8/23 || 17:53


نام ارسال کننده: RADMAN

AJAB SHITANE BADSHANCI BODEHA BEHARHAL BAHALOE GHASHANGE BODشکلکشکلکشکلک
پاسخ : thanks! شکلک

1391/8/2 || 23:01


نام ارسال کننده: roya

واقعا قشنگ بود.....!شکلک
1391/7/27 || 14:01


نام ارسال کننده: kaka

مرسی....خیلی قشنگ وپر معنی بود.....
شکلکشکلک
1391/7/20 || 21:46


نام ارسال کننده: SarA

عالی عالی عالی
بود !!شکلک
1391/7/13 || 19:13


نام ارسال کننده: بهاره

خیلی قشنگه
شکلک
1391/7/12 || 22:23


نام ارسال کننده: SAhari Kocholo

salam

webloge khobi darin omidvaram

moafagh bashin
1391/7/12 || 21:47


.: Weblog Themes By Skin98 :.

پيوندهاي روزانه
امکانات
Review http://www.magiceagle.rzb.ir/ on alexa.com

بهترين كدها در صبادانلود

پشتیبانی
قالب طراحی سایت
ابزار پرش به بالا
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
br b